تبلیغات
ظهور نزدیک است



بیانات امروز (+) رهبر انقلاب در دیدار با جوانان خراسان شمالی پیامی مهم برای همه ی جوانان داشت. جوانانی که خود را مطیع و فرمانبردار ولی امر مسلمین می دانند و ادعای جانفشانی در راه آرمان او را دارند.
پیامی مهم که پس از سکوتی لا اقل پانصد ساله دو باره زنده شده است. سکوتی که به زعم عده ای عمرش به بیش از هزار سال به طول انجامیده است. و اتفاقا چه فرصت خوبی است برای شکستن سکوت!
سی و اندی سال است که بنیانگذار انقلاب مأذنه ی بلند و تنومند اسلام ناب را از زیر خروار ها جهالت بیرون کشیده است و سی و چند سال است که تیر مکاران عالم بر این بنای بلند و بی همتا بی اثر است. و امروز هم که صدای شکسته شدن استخوان هایشان به گوش های شنوای عالم می رسد.
عجیب است، کلمه ای که آرمان  همه ی انبیاء و اولیای الهی است این گونه در غبار غفلت هایی از جنس دنیا نادیدنی شده... . و چه کسی بهتر از بزرگ شاگرد خمینی کبیر(ره) تا این غبار را بزداید؟
راستی چه سری است که بزرگان حرف های بزرگشان را با جوانان می زنند؟ من که یادم نیست اما می گویند که حضرت روح الله(ره) هم می گفت:"امید من به شما دبستانی ها است". شاید به خاطر این است که هدف های بزرگ انسان های بزرگ می خواهد و انسان بزرگ هم تربیت. و بهار تربیت هم ایام جوانی است.
شاید مفهوم این کار آن است که ما خود را برای انجام این کار بزرگ تربیت کنیم. وسعت نگاهمان را بالا ببریم و به قول برادرم ارتفاع خود را بالا ببریم(+).
علی ای حال...
راهبر این انقلاب، امروز(+) وظیفه ای بزرگ بر دوش جوانان این کشور قرار داد. وظیفه ای از جنس همان امانت قدیمی که آسمان هم نتوانست آن را بر دوش کشد(1) اصلا غایت اسلام به معنای عام و خاص(2) آن در دنیا همین یک کلمه است و آن کلمه تمدن اسلامی است!

اما تمدن اسلامی چیست؟
طبیعی است که برای فهم هر عبارتی ابتدا باید مفردات آن را فهمید. پس نخست باید جواب داد که تمدن چیست؟ سوال دوم آن است که اسلام چیست و آن گاه سوال سوم می شود تمدن اسلامی چیست؟

ادامه دارد...[انشاءالله]
-----------------------------------------------------------------------------------------
1- اشاره به شعر حافظ
2-اسلام به معنای عام شامل همه ی ادیان الهی می شود اما به معنای خاص میشود دینی که محمدبن عبدالله(ص) خاتم پیامبران آن را آورد





موضوع مطلب : ویژه,مقالات,
برچسب ها : تمدن اسلامی,رهبری,امام خامنه ای,
نوشته شده در یکشنبه 1391/07/23 توسط hh bb | نظرات شما ()

نگارنده ی این سطور با توجه به مقصود خویش از نگارش، هویت را چیزی جز تصور آدمی از خویش نمی داند. هویت یعنی آن چه که فرد خود را آن گونه تصور می کند و یا آرزوی آن را دارد و لیاقت و ظرفیت بدست آوردن آن چیز ها را در خود می بیند. این گونه است که تاریخ یک ملت و بزرگواری ها و کرامت های ایشان در گذشته می تواند جزء هویت آن ملت محسوب شود. مثلا با نگاه به گذشته و دیدن امپراطوری بزرگ هخامنشی در ذهن تک تک مردم ایران این عقیده نقش می بندد که اگر ما روزی توانسته ایم باز هم می توانیم. بنا بر این از جهت عمق عقاید چه در گستره ی تاریخ(یعنی قدمت آن) و در چه در گستره ی شدت و ضعف آن کرامت و بزرگی میتوان این هویت ها را دسته بندی کرد. در این جا است که عباراتی نظیر هویت اجتماعی، هویت تاریخی و حتی هویت دینی و مذهبی خود را رو می نماید.
این هویت ها آن قدر برای بشر مهم است که می توان گفت تقریبا تمام در گیری های آدمی بر سر این خواست است و یا حداقل با سوء استفاده از آن. این در گیری ها شامل جنگ های بزرگ و کوچک جهانی و منطقه ای و داخلی و حتی برخی مشاجره های لفظی و قلمی امروز مملکت ما هم می شود.
ما همه به نوعی تحت تاثیر این جنگِ سازنده هستیم. یعنی جنگ هویت ها.جنگی که در آن هر کس می خواهد هویتِ خود را هویت برتر معرفی کند که این خود امر ناشایست و مذمومی نیست. ولی هنگامی این مساله،غلط و ناشایست است که یک یا چند جبهه ی این رقابتِ انسان ساز، ضد هویت هایی را مطرح کنند که در ظاهر یک هویتِ پویا و مستقل و استدلالی است اما هدفی جز نابودی هویت های دیگر ندارد. آن هایی که خود را منسوب به این هویت ها می دانند معمولا انسان هایی هستند اهل فرافکنی،اهل فرار از مسئولیت های اجتماعی، قانون گریز، و معمولا دچار سر خوردگی های عاطفی و روحی و روانی و خانوادگی.
این جا یک سوال جدی مطرح است: ملاک تشخیص هویت ها از ضد هویت ها چیست؟ خوب پاسخ کاملا مشخص است. هر گاه در حقیقت یک هویت-و نه در آداب و دستور العمل های آن- نباشد ها و نباید ها بیش از باید و ها و باشد ها باشد و در اصطلاح امور سلبی آن بیش از امور ایجابی آن باشد، آن دیگر یک هویت نیست.
در حقیقت انسان های منتسب به آن می دانند که چه نمی خواهند اما نمی دانند که چه می خواهند. اگر هم چیزی می خواهند برای خواستن آن دلیلی ندارند و فقط می خواهند. می دانند که می خواهند اما چرایی آن را احتمالا خودشان هم نمی دانند! افکار و عقاید این افراد پر است از تناقض ها و ابهامات تو در تو.
مخلص کلام این که هویت بر اساس ایدئولوژی و تفکر ساخته می شود اما ضد هویت بر اساس فرافکنی، نپذیرفتن مسئولیت های اجتماعی و زیاده خواهی و ... .
و در این جا است که نقش دانشجو به عنوان قشر متفکر و دیده بان فکری جامعه بیشتر خود را نمایان می کند. این وظیفه ی دانشجو است که هویت ها و ضد هویت ها را با چشمان تیز بینِ خود بشناسد، آن را به ملت خود معرفی کند و به حد توان خود، در راه محو کردن ضد هویت ها بکوشد.

   

منتشر شده در نشریه دانشجویی سیمرغ

موضوع مطلب : مقالات,
برچسب ها : توهم,جریان های دانشجویی,هویت,
نوشته شده در سه شنبه 1390/09/22 توسط hh bb | نظرات شما ()

۱. اندیشیدن به آینده

یکی از ویژگیهای انسان منتظر این است که به واقعه ای که در آینده اتفاق خواهد افتاد، ایمان دارد . این موضوع را اگر شما با این رویکرد ملاحظه کنید که اگر در وجود انسان این قابلیت بود که بتواند وقایع آینده را پیش بینی کند، چه می شد . خداوند دو هدیه بزرگ به ما کرامت فرموده است: نخست این که قیامت را وعده داده است و دیگر اینکه ظهور موعود را مطرح کرده است . آینده ای را به نام عصر ظهور پیش بینی کنیم که در آن، شیعیان منتظر دوازدهمین حجت الهی، حضرت مهدی اند . بنابراین یکی از ویژگیهای تربیتی انسان منتظر این است که به آینده ای با وقایع و ویژگیهای خاص می اندیشد .


2 . آمادگی

دومین ویژگی انسان منتظر، آمادگی است; یعنی نسل منتظر، کودک و نوجوان و جوان ما باید بداند که در عصر ظهور چه کاره است و دارای چه نقشی است . انسان منتظر باید آمادگی کارگزاری حکومت جهانی را داشته باشد . امام زمان(عج) به نیرو و آدمی نیاز دارد که بتواند با پدیده ها و شرایط مواجه شود . این امر که افراد، در دوران غیبت قابلیتها و تخصصهای خودشان را گسترش ندهند، با مفهوم انتظار، تطابق ندارد .


لینك های مرتبط :
منبع درج
منبع اصلی
موضوع مطلب : مقالات,
نوشته شده در دوشنبه 1389/06/1 توسط hh bb | نظرات شما ()
ترویج شبه‌مذاهب و عرفان‌واره‌‌های طبیعت‌گرایانه و تصوف‌های بدون شریعت و در قالب شعر، داستان، رمان و نمایش‌نامه‌ فارغ از برنامه‌ریزی‌های استكبار نیست. وقتی شیمون پرز از پائولو كوئیلو تجلیل و او را به همكاری دعوت كند، معلوم می‌شود كه سیاست‌بازان جهانی چگونه به دنبال شكار نویسندگان ادبیات صوفی‌منشانه و ترویج ادبیاتی شبه‌عرفانی‌ای هستند.

این فقط پائولو كوئیلو نبود كه بر امواج معنویت‌گرایی جهان، كه نتیجه مستقیم انقلاب اسلامی ایران است، سوار شد و از آن بهره گرفت، بلكه اساساً جریانات فرهنگی، ادبی و شبه‌عرفانی بسیاری در جهان به راه افتادند كه از آنها با عنوان "موج بازگشت به دین و معنویت " نیز یاد می‌شود. پای دین دوباره به همه‌جا كشیده شد و حتی علوم محض و پایه با مسائلی روبه‌رو شدند كه هیچ پاسخی غیرمذهبی به آنها نمی‌شد داد. امّا مهم این است كه ترویج شبه‌مذاهب و عرفان‌واره‌‌های طبیعت‌گرایانه و تصوف‌های بدون شریعت و در كنار آن رواج شعر، داستان، رمان و نمایش‌نامه‌های این‌گونه‌ای، فارغ از برنامه‌ریزی‌های هیولای جهانی استعمار و استكبار نبود. وقتی شیمون پرز از پائولو كوئیلو تجلیل و او را به همكاری دعوت كند، معلوم می‌شود كه سیاست‌بازان جهانی چگونه به دنبال شكار نویسندگان ادبیات صوفی‌منشانه و ترویج ادبیاتی شبه‌عرفانی‌ای هستند كه در آن جای خدا و سیاست و مسئولیت اجتماعی خالی باشد.مقاله رضا رهگذر نگاهی دارد به یكی از جریان‌های فكری فرهنگی پدید آمده در ادبیات داستانی پس از انقلاب متأثر از این جریان.


موضوع مطلب : شبهه,مقالات,
نوشته شده در سه شنبه 1389/05/26 توسط hh bb | نظرات شما ()

در روایات فراوانی از منابع اهل سنت و بیشتر از آن در منابع شیعه آمده است که خلفا و جانشینان پیامبر(ص) دوازده نفرند، در برخی از آنها، اسامی دوازده نفر آمده که همان دوازده امام شیعه هستند و روایات مطلقه که فقط گفته دوازده نفر جانشین پیامبر(ص) هستند نیز جز بر مذهب شیعه دوازده امامی قابل توجیه نیست، همچنان که برخی دانشمندان منصف اهل سنت به این مسئله اعتراف کرده  اند.

بسیاری بر این باورند که انتخاب امامان دوازده گانه با نام و نشان به امر الهی توسط پیامبراکرم(ص) اختصاص به منابع شیعه دارد و فقط در مدارک آنها این مطلب آمده و در منابع و روایات اهل سنت به این دو تصریح نشده است. ولی این پندار ناصحیح است در منابع و روایات اهل سنت نیز به این مسئله اشاره و گاه تصریح شده است که به نمونه هایی اشاره می شود.

 

موضوع مطلب : مقالات,شبهه,
نوشته شده در یکشنبه 1389/05/24 توسط hh bb | نظرات شما ()
برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود، این است كه صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق كشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است كه معلول پریشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یكه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حكومت نكند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت _ نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد _ از آستین بیرون می آید.

دوم_ در زمان غیبت تشكیل حكومت اسلامی واجب است:
تشكیل حكومت اسلامی امری مهم و ضروری است زیرا كه بخش عظیمی از قوانین اسلامی، برنامه هایی سیاسی اجتماعی است كه جز در سایه یك تشكیلات و حكومت قابل اجرا نیست. و چون این احكام دائمی است و در زمان غیبت هم لازم الاجرا است بنابراین هر گاه تشكیل حكومت امكان داشته باشد به عنوان مقدمه اجرای احكام الهی ، واجب است به آن اقدام گردد .(3)
آنچه در روایات به عنوان نهی از قیام پیش از قیام حضرت مهدی(عج) آمده معنی و مفهوم خاصی دارد كه نیاز به تحقیق جامع دارد. روشن است كه احادیث در هر موضوعی هم از حیث سند و راویان باید مورد بررسی قرار گیرند و هم از جهت محتوا و مضمون، در بحث قیام پیش از ظهور مهدی(عج) نیز چنین است . بسیاری از روایات این بخش غیر قابل اعتمادند و آنها كه معتبرند تنها قیام هایی را مردود می شمارد كه رهبر آن مدعی مهدویت باشد و به عنوان قائم آل محمد (ص) قیام كند(4) یا هدف غیر الهی داشته باشد یا بدون تهیه مقدمات و اسباب لازم و قبل از فرا رسیدن زمان مناسب اقدام شود. اما اگر رهبر قیام نه به عنوان مهدویت و نه به منظور تأسیس حكومتی در برابر حاكمیت الله، بلكه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استكبار و به قصد تأسیس حكومت اسلامی و اجرای كامل قوانین آسمانی قیام كرد و مقدمات نهضت را نیز پیش بینی نمود و مردم را به یاری طلبید، روایات مذكور چنین نهضت و انقلابی را مردود نمی شمارد و پرچم چنین نهضتی را پرچم طاغوت نمی شمارد. تأسیس چنین حكومتی به منظور حاكمیت الله و در مسیر حكومت جهانی حضرت مهدی(عج) و زمینه ساز آن می باشد. بنابر این احادیث مذكور مخالف چنین قیام و نهضتی نخواهد بود.(5)
این احادیث(مخالف قیام) در شرائطی صادر شده است كه عده ای از علویان و یا حتی از عباسیان ، برای مقابله با حكومت اموی و با استفاده از جهل مردم، خود را به عنوان مهدی موعود كه پیامبر(ص) وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد می كردند و از مردم برای خود بعنوان مهدی منتظر بیعت می گرفتند. در چنین اوضاعی ائمه(ع) با موضع گیری بجا جلوی سوء استفاده آنان را گرفتند . شاهد این قضیه این است كه «مهدی عباسی» كه یكی از خلفای ظالم عباسی است بهمین جهت لقب مهدی به خود داده و از مردم بیعت گرفت و نیز محمد بن عبدالله بن الحسن _ معروف به نفس زكیه، به نام مهدی موعود برای خود از مردم بیعت می گرفت و حتی از امام صادق(ع) نیز خواست كه بنام مهدی آل محمد (ص) با او بیعت كند و همراه او در جنگ با بنی امیه شركت نماید! وقتی امام صادق(ع) حاضر به بیعت با این عنوان نشد «عبدالله» پدر محمد، سخت عصبانی شد و به حضرت، سخنانی ناروایی نیز گفت ودر این مناظره حضرت به عبدالله می فرماید: نه پسر تو آن مهدی موعود است و نه الان وقت قیام است و اگر می خواهید برای خدا غضب كرده و امر به معروف و نهی از منكر نمایید شما پدر محمد، شیخ ما هستی و بفرمایید رهبری قیام را بر عهده بگیرید ما نیز با شما بیعت می كنیم.(6)
این روایت خود دلیل بر این است كه از نظر ائمه هر قیامی محكوم نبوده بلكه امام(ع) برای شركت در قیامی كه برای امر به معروف و نهی از منكر باشد اعلام همكاری نیز نموده است و این گونه قیام و انقلاب را امضا نموده و مشروع اعلام فرموده است. غالب روایات نهی از قیام كه مخالفین به آن استناد نموده اند، از این نوع روایات و در چنین فضایی صادر شده است و منع از قیام مشروط و ناظر به افراد خاص است نه مطلق.
انقلاب اسلامی ایران نیز به رهبری فقیهی جامع شرایط و آگاه به شرایط زمان و مكان شكل گرفته است. رهبری كه انگیزه الهی او و اخلاص او مورد اعتراف دوست و دشمن بود. همگان می دانستند كه او جز برای اهداف الهی و اسلامی و اجرای قوانین الهی قیام نكرده و در راه نهضت نیز بر همه قوانین خدایی پایبند است. او در این مسیر پیوسته مورد تایید عالمان دینی و متفكران اسلامی شیعه و سنی بود و حتی علمایی كه معتقد به تلاش برای تآسیس حكومت اسلامی نبودند نیز پس از تشكیل حكومت اسلامی تآیید و حمایت از حكومت اسلامی را لازم می دانند. تأییدات الهی همواره همراه این انقلاب بوده، از این رو در عرصه داخل و خارج به موفقیت های فراوان دست یافته است . بعضی ناكامی هایی كه دیده می شود معلول كارشكنی ها و دشمنی های فراوان زورمداران شرق و غرب و مرتجعان منطقه بوده است. این انقلاب نقطه مقابل منافع شرق و غرب بوده و همیشه مورد هجوم دشمنان خدا و مسلمین بوده است و با این همه چون شجره ای طیبه و بارور ایستاده است و چون شمعی فراروی مسلمین عالم و آزادگان جهان است.
گذشته از اینها روایات متعددی درباره آخر الزمان و علائم ظهور است كه اشاره دارد پیش از قیام و ظهور مقدس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، در ایران و بین حكومت های شیعی و مورد تأیید امام تشكیل می شود و در دنیای پر از ظلم و جور آن زمان، مردم را به حق و عدالت دعوت می كنند. در این روایات به قیام ایرانیان و حكومت آنها تأیید بسیاری شده است. آقای علی كورانی از علماء لبنانی مقیم ایران، روایات مربوطه را جمع آوری و دسته بندی كرده اند و با توضیحاتی جامع درباره این روایات توضیح داده است. (7)
پس نه تنها حكومت جمهوری اسلامی، مصداق روایاتی كه نهی از قیام و احیانا تشكیل حكومت می كند نیست، بلكه به دلیل عقل و نقل مصداق واقعی حكومت زمینه ساز حكومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است و همین امر نشان می دهد روایاتی كه نهی از قیام می كنند بررسی دقیق تری شوند و درباره آنها بیشتر اندیشه شود. حداقل اینكه این روایات قیامهای برحق و مطابق برنامه ائمه را شامل نمی شوند.
تفسیر صحیح روایات باطل بودن قیام های قبل از ظهور چنین است:

موضوع مطلب : شبهه,مقالات,
نوشته شده در جمعه 1389/05/22 توسط hh bb | نظرات شما ()
برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود، این است كه صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق كشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است كه معلول پریشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یكه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حكومت نكند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت _ نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد _ از آستین بیرون می آید.

شیخ صدوق روایتی از امام صادق(ع) نقل می كند مبنی بر این كه «این امر تحقق نمی پذیرد؛ مگر این كه هر یك از شقی و سعید، به نهایت كار خود برسد.» پس سخن در این است كه گروه سعدا و گروه اشقیا هر كدام به نهایت كار خود برسند.
در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است كه به محض ظهور امام، به آن حضرت ملحق می شوند. بدیهی است كه این گروه یكباره خلق نمی شوند و به قول معروف، از پای بوته هیزم سبز نمی شوند. معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمینه هایی عالی وجود دارد كه چنین گروه زبده را پرورش می دهد. این خود می رساند كه نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كمیت، قابل توجه نباشد، از نظر كیفیت، ارزنده ترین اهل ایمانند و در ردیف یاران سیدالشهدا. (ر.ك: مرتضی مطهری، قیام انقلاب مهدی(عج)، صص 54، 55، 56، 57 و 58.)

موضوع مطلب : شبهه,مقالات,
نوشته شده در چهارشنبه 1389/05/20 توسط hh bb | نظرات شما ()

برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود، این است كه صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق كشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است كه معلول پریشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یكه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حكومت نكند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت _ نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد _ از آستین بیرون می آید.

این گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهیان از منكر، با نوعی بغض و عداوت می نگرند؛ زیرا آنان را از تاخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود(عج) می شمارند. بعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه، با نوعی رضایت به گناهكار و عاملان فساد می نگرند؛ زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند.
آیات قرآن كریم، در جهت عكس برداشت بالاست. ظهور مهدی موعود، حلقه ای از حلقه های مبارزه اهل حق و باطل است كه به پیروی نهایی اهل حق منتهی می شود. سهیم بودن یك فرد در این سعادت، موقوف به این است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آیاتی كه بدانها در روایات اسلامی استناد شده است، نشان می دهد كه مهدی موعود (عج) مظهر نوید است كه به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است. مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است. ظهور مهدی موعود منتی است بر مستضفعان و خوار شمرده شدگان، و وسیله ای است برای پیشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه ای برای وراثت آنها؛ خلافت الهی روی زمین.
ظهور مهدی موعود، تحقق بخش وعده ای است كه خداوند متعال از قدیمترین زمانها در كتب آسمانی به صالحان و متقیان داده است كه زمین از آن آنان است و پایان، تنها به به متقیان تعلق دارد.
حدیث معروف كه می فرماید: « یملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » نیز شاهد مدعای ماست، نه بر مدعای آن گروه. در این حدیث نیز تكیه روی ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است، و می رساند كه قیام مهدی برای حمایت مظلومانی است كه استحقاق حمایت دارند.

موضوع مطلب : شبهه,مقالات,
نوشته شده در دوشنبه 1389/05/18 توسط hh bb | نظرات شما ()

نقطه ضعف نیروهای انقلاب در جنگ

امام(ره) توانستند در طول جنک جامعه خود و مؤمنین تحت سرپرستی خود را از مرز محاسبات مادی عبور دهند و تکیه گاه عمیقتری برای ایشان ایجاد کردند. امام(ره) قبلاً خود از این مرز عبور كرده بودند و ایمان به غیب داشتند و غلبه را غلبه بر اساس نصرت الهی می‌دانستند، نه بر اساس موازنه مادی. لذا جامعه تحت سرپرستی ایشان در دورانی كه لانه جاسوسی را گرفته بودند از آمریكا نترسید. در طول این جنگ، هیچ وقت خوف جدی پیدا نكرد. در جنگ شیمیائی و جنگ شهرها، وجدان عمومی جامعه را نترساند.

موضوع مطلب : مقالات,
نوشته شده در پنجشنبه 1389/05/14 توسط hh bb | نظرات شما ()
گفتاری از حجت الاسلام و المسلمین میرباقری:


می‏توان انقلاب اسلامی را نقطه آغازین برای یک تحول از باطن عالم به سمت احیای معنویت و پذیرش آن پس از غروب معنویت بعد از رنسانس دانست؛ دوره‏ای که در آن رابطه بشر با آسمان قطع شده بود وبشر به نقطه‏ای رسیده بود که احساس می‏کرد مستغنی از آموزه‏های معنوی و روحانی است. و به نظر می‏رسد که شتاب جدی در حوادث اتفاق افتاده است.
لینك های مرتبط :
منبع
موضوع مطلب : مقالات,
نوشته شده در یکشنبه 1389/05/10 توسط hh bb | نظرات شما ()


گرچه شكل گیری جبهه ملی به رهبری دكتر مصدق به سال 1328 و قبل از انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی برمی‌گردد، اما فراز و نشیب‌های زیادی بر سر راه این جبهه وجود داشته تا آنجا كه برخی بازه فعالیت آن را به چهار دوره تقسیم می‌كنند؛ چهار دوره‌ای كه با معلق شدن نسبتاً كامل فعالیت‌های جبهه ملی و احیای دوباره آن از هم تفكیك می‌شود. بازه فعالیت جبهه ملی چهارم از سال 1356 آغاز می‌شود و تا برخورد قاطع امام با آنها ادامه می‌یابد. در تابستان 1356 سه تن از رهبران جبهه ملی یعنی كریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار طی نامه سرگشاده‌ای به شاه تمكین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر را از وی خواستار شدند.
اما با شكل گیری مقدمات نهضت، جبهه ملی درصدد برقراری ارتباط با انقلابیون برآمد. رهبران جبهه ملی خواهان مواجهه با اصل سلطنت شاه نبودند، بلكه هدف خود را مقابله با استبداد البته در چارچوب ساختار حاكم معرفی می‌كردند. این رویكرد تا ملاقات كریم سنجابی با امام در پاریس در آبان ماه 57 ادامه یافت. بعد از این ملاقات جبهه ملی با صدور بیانیه ای سه ماده ای نظام پادشاهی را غیرقانونی اعلام كرد. در این بازه زمانی البته امام از اینكه راه جبهه ملی با انقلابیون متفاوت است سخنان به میان آوردند و تأكید كردند: "اینجانب نمی توانم از جبهه ای‌ها و نه از بزرگشان اسمی ببرم و ترویجی بكنم؛ راه آنها با ما مختلف است. "
با اوج گیری نهضت، مواضع جبهه ملی در مواجهه با اسلام مكتبی و فقاهتی كم كم آشكارتر شد. با این همه امام می‌كوشید تا با مدارا از حذف این جریان جلوگیری كند. امام در تاریخ آذرماه 1357 در پاسخ به این سؤال كه "آیا جبهه ملی را با كلیه اجزای متشكله اش حفظ خواهید كرد؟ "، پاسخ دادند: "هر فرد یا گروه و دسته ای كه بتواند خود را با خواسته‌های نهضت اسلامی موجود در ایران كه عموم ملت در آن شركت دارند، هماهنگ سازد، می‌تواند در ادامه كار، وظیفه خود را انجام دهد. در غیر این صورت در میان مردم جایی ندارد و ملت ایران هوشیارانه این مسائل را تعقیب می‌كنند. "
این مدارا ادامه یافت تا آنكه كار به مواجهه جبهه ملی با لایحه قصاص رسید. جبهه ملی كه رویكردی لیبرال داشت در مقابل لایحه قصاص كه برآمده از قرآن و شریعت بود، ایستاد و مردم را دعوت به راهپیمایی كرد. امام در واكنش به این فعالیت‌ها كه در واقع قیام در مقابل قرآن دانسته می‌شد، موضع شدیدی گرفتند و "ارتداد " جبهه ملی را اعلام كردند تا این جبهه برای همیشه با حضور مردم در خیابان‌ها از صحنه سیاسی كشور حذف شود.
جبهه ملی، طی اعلامیه ای، كه بهانه آن نفی و حمله شدید به لایحه قصاص بود، مردم را به یك راهپیمایی در مسیر خیابان انقلاب به سمت دانشگاه تهران، در بعدازظهر روز 25 خرداد 1360فراخواندند. قرار بود در جلسه 26 خرداد مجلس شورای اسلامی پیرو درخواست 120 نماینده،
دو فوریت طرح بررسی كفایت سیاسی رئیس جمهور به بحث و رأی گیری گذارده شود. به نظر می رسید راهپیمایی جبهه ملی اولاً به عنوان مقدمه و آزمون موفقیت شورش اجتماعی طراحی شده بود (كه در صورت موفقیت زمینه را برای یك حركت گسترده براندازانه و خشن در ادامه درگیری‌های پراكنده تهران و شهرستان‌ها، فراهم می‌ساخت) و ثانیاً مانوری بود برای تقویت جایگاه اجتماعی و افزایش روحیه گروه‌های متحد بنی صدر در آستانه اقدام نهایی؛ صبح 25 خرداد، بازرگان، یدالله سحابی و كاظم سامی طی یك نامه مشترك اعلام كردند به دلیل عدم امنیت و وجود سانسور و ادامه توقیف چند روزنامه ، از شركت در جلسات علنی مجلس خودداری خواهند نمود.

موضوع مطلب : ویژه,شبهه,مقالات,
نوشته شده در دوشنبه 1389/03/17 توسط hh bb | نظرات شما ()

نظر به این که پس از انتخابات و اختلافات، به ویژه پس از نماز جمعه به امامت مقام معظم رهبری، این شبهه را بسیار رایج کردند، لازم است ابتدا دقت کنیم که طراحان این شبهه به دنبال پاسخ نیستند، بلکه اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. به عنوان نمونه:

-          هدف اول: زیر سؤال بردن و مخالفت با مقام معظم رهبری و فصل‌الخطاب شناختن «ولایت فقیه» در نظام جمهوری اسلامی ایران!

-         هدف دوم: القاء می‌کنند که آقای احمدی‌نژاد (رئیس جمهوری) مورد تأیید نیست!

-         هدف سوم: القاء می‌کنند که ولی فقیه درست عمل نکرده است و غیر مؤید را تأیید نموده است. پس، ... (؟!)

-         ... هدف نهایی: ممانعت از پایان یافتن فتنه و بازگشت اوضاع سیاسی کشور به حالت عادی!

اما در مقام پاسخ باید دقت کنیم:

الف: اگر کسی (گروهی) معتقد به اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی و اصل ولایت فقیه نیست، بهتر است دیگر دنبال بهانه و «اگر»، «مگر» و ... نرود و صریحاً اعلام مواضع کند. مگر نمی‌گویند: مردم شعور دارند و خودشان می‌فهمند؟ آیا این روش در برخورد با حقایق و واقعیت‌ها و نیز شبهه پراکنی در اذهان عمومی، توهین به شعور مردم نیست؟!

ب: این رئیس جمهوری است که به تأیید «ولی فقیه» به رسمیت شناخته می‌شود و نه بالعکس. و انطباق با نظرات و اوامر ولی فقیه ملاک و شاخص داوری درباره‌ی مواضع و عملکرد رئیس جمهوری یا هر شخص و گروه دیگری است و نه بالعکس. چنان چه در اسلام نیز نماز، روزه، حج، جهاد و ... با «ولایت» قبول می‌شود و نه بالعکس.

لذا مردم مسلمان به خاطر رئیس جمهوری موافق یا مخالف «ولی‌فقیه» نمی‌شوند، بلکه به خاطر «ولی‌فقیه» موافق یا مخالف رئیس جمهور یا سایر شخصیت‌ها یا گروه‌های سیاسی می‌شوند. چنان چه در دوره‌‌های گذشته، وقتی ولی‌فقیه از مخالفان خواستند که با دولت‌های آقایان هاشمی یا خاتمی هم کاری کنند، اهل ولایت، لبیک گفتند و به رغم همه‌ی مخالفت‌های اساسی (به ویژه در دوره‌ی آقای خاتمی) همکاری کردند، تا به اصل نظام خدشه‌ای وارد نشود.

پ: معنی «فصل الخطاب» همین است. یعنی وقتی اختلافی پیش آمد، ولی فقیه حرف آخر را می‌زند و همه باید تابع باشند، نه این که اگر حرف و نظر ایشان وفق مرادشان نشد، تازه بگویند: چرا چنین گفت و چرا چنان نگفت؟!

این اعتراض درست مصداق آن است که طرفین اختلاف بر اساس آیه‌ی مبارکه‌ی ذیل به خدا، رسول و اولی‌الامر رجوع کنند و یک عده پس از شنیدن حکم بگویند: اگر او خداست، یا او پیامبر است و یا او اولی‌الامر است، پس چرا چنین حکم داد؟!

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلا (النساء 59)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از خدا اطاعت كنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. و چون در امرى اختلاف كردید اگر- به خدا و روز قیامت ایمان دارید- به خدا و پیامبر رجوع كنید. در این خیر شماست و سرانجامى بهتر دارد.

ج: مقام «ولایت فقیه» بر اساس قانون اساسی کشور، رأی 5/24 میلیونی مردم را به آقای احمدی نژاد تنفیض نمودند و پس از بروز اختلافات (صرف نظر از جریان‌ها، توطئه‌ها و ...) در نماز جمعه، ضمن توصیه‌هایی به طرفین فرمودند:

« البته بین ایشان (آقای هاشمی) و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف ‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‏ى مسائل خارجى اختلاف ‏نظر دارند، هم در زمینه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف ‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف ‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیك‌تر است.»

خوب، لابد نزدیک‌تر است که فرمودند: «نزدیک‌تر است» و اگر نبود، نمی‌فرمودند. حال آیا باید یک عده عصبانی شوند که چرا ایشان آن دسته از نظرات را به نظرات خود نزدیک‌تر دیدند؟!  نمی‌شود مدعی شد که «ولی فقیه» اگر من (ما) را تأیید کرد، ولی فقیه و فصل‌الخطاب است، و گرنه، نه!

بدیهی است هر صاحب ولایتی (چه ولایت حق و چه ولایت باطل)، برای مردم معین می‌کند که کدام نظر و عمل، به رأی او نزدیک‌تر است. چنان چه صاحبان ولایت باطل مانند: آمریکا (اوباما) انگلیس (گوردن) اسرائیل (نتانیاهو) فرانسه (سارکوزی) و ... نیز نسبت به مسائل داخلی ایران ساکت ننشستند و رسماً، به صراحت و مکرر اعلام کردند که اهداف و نظرات کدام افراد، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی داخل ایران به رأی و نظر آنها نزدیک‌تر است.

لذا اگر قرار باشد نظر و رأی ولی‌فقیه، همان نظر آنها باشد و ولی فقیه نگاه کند آنها از چه خوششان می‌آید و آن را بگویند، آن وقت آنها ولی‌فقیه هستند نه ایشان. چنان چه عده‌ای از رجال سیاسی معتقدند که ولی‌فقیه باید باشد، اما قانونمند باشد و قانون را هم ما تعیین می‌کنیم! ولی فقیه باید فقط یک مقام تشریفاتی مقدس باشد و ما را تأیید کند تا مردم ما را بپذیرند و با آن چه می‌کنیم مخالفت نکنند!

دقت شود که در زمان پیامبر اکرم (ص) نیز سرمایه‌داران به ایشان می‌گفتند: اگر نظرات ما را قبول کنی به تو ایمان می‌آوریم! اگر این اراذل (مردمان ساده، فقیر، خالص یا به قول امروز حزب‌الهی‌ها) را از خودت دور کنی، ما دور تو جمع می‌شویم. وگر نه، نه تو را قبول داریم و نه خدایت را! در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم به او می‌گفتند: اگر روش ما را بپذیری با تو بیعت می‌کنیم! به امام حسین (ع) نیز گفتند: اگر با یزید به عنوان خلیفه‌ی مسلمین بیعت کنی، با تو کاری نداریم و اگر نکنی، امام که هیچ، اصلاً مسلمان نمی‌شناسیمت و خونت را مباح دانسته و تو را می‌کشیم (چنان چه چنین کردند)! ... و این سنت ناپسند در همه‌ی تاریخ اسلام، به ویژه در مقابله با «ولایت» ادامه داشته، دارد و خواهد داشت! لذا مردم باید «بصیر» باشند و راه حق از باطل، دوست و دشمن حقیقی خود را خوب بشناسند.

در هر حال نمی‌شود که وقتی «ولی فقیه» می‌فرماید:

«وقتى مى‌بینید عامل دشمن - كه حرف او، شعار او حاكى از مافى‌الضمیر اوست - آمد توى میدان، اینجا باید خط را مشخص كنید، اینجا باید مرز را روشن كنید. همه وظیفه دارند؛ بیشتر از همه، خواص؛ و در میان خواص، بیشتر از همه، آن كسانى كه مستمعین بیشترى دارند، شنوندگان بیشترى دارند. این وظیفه است دیگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود كه كى چى میگوید.»

یا می‌فرماید:

«وقتى در داخل محیط فتنه، كسانى با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهاى نظام جمهورى اسلامى را نفى میكنند، با عملشان هم جمهوریت و یك انتخابات را زیر سؤال میبرند، وقتى این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است كه مرزشان را مشخص كنند، موضعشان را مشخص كنند.»

یا می‌فرماید:

«وقتى مى‌بینند در روز قدس كه براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده می‌شود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بكشند كنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استكبار عالم از اینها حمایت میكنند، رؤساى آمریكا و فرانسه و انگلیس و اینهائى كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنونى، هم در دوره‌ى تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ى تا حالا - دارند از اینها حمایت می‌كنند، باید بفهمند یك جاى كارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مى‌بینند همه‌ى آدم‌هاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت می‌كند، توده‌اى از اینها حمایت می‌كند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اینها حمایت می‌كند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند كه كارشان یك عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمی‌خواهیم حمایت شما را.»

 

سکوت کرد و هیچ نگفت و حتی یک کلمه در نفی تمایل به حمایت آمریکا، انگلیس و اسرائیل و محکومیت دخالت آنها در امور داخلی کشور حرف نزد، اما تا ایشان از مردم مسلمان و به ویژه جوانان می‌خواهند که خشم به حق خود را فروکش کنند و می‌فرمایند:

«دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه‌ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب می‌كند».

اظهار نظر کرد که راه برون رفت، توجه به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری است! و بدون توجه به سخنان پیش و پس از این جمله روی آن مانور آمد!


شبهه

موضوع مطلب : مقالات,شبهه,
نوشته شده در جمعه 1388/11/23 توسط hh bb | نظرات شما ()

تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه

ـ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

ـ با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

 آغاز انقلاب اسلامی

موضوع مطلب : مقالات,ویژه,
نوشته شده در پنجشنبه 1388/11/22 توسط hh bb | نظرات شما ()

شکست اعلام حکومت نظامی

ـ دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

ـ حضرت امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

موضوع مطلب : مقالات,
نوشته شده در چهارشنبه 1388/11/21 توسط hh bb | نظرات شما ()


صفحات وبلاگ : 1 | 2 | « 2